سید محمد صادق علم الهدی

مدرس سطوح عالی حوزه علمیه

ورود اعضا

جدیدترین پیام‌ها

To: SMS_Alamolhoda @ Yahoo.com
Mar 2 at 3:39 PM

بسم الله العلیم

استاد محترم حضرت آیت الله علم الهدی

با سلام و احترام

از آنجایی که مشتاق بودم پاسخ این سوال را از شما دریافت نمایم در قالب استفتاء از حضرتعالی بیان نمودم که امیدوارم شخصا جوابگو باشید :

یکی از احکام اسلام قتل شخص مرتد است که اگر مرتد فطری باشد حتی توبه اش در دادگاه نیز پذیرفته نمی گردد حال با اینکه ما اسلام را دین عطوفت و مهربانی می دانیم و پیامبر را نبی رحمت خطاب می کنیم چطور حق زندگی را از انسانی سلب می کنیم که با تحقیق و از روی تفکر ، دینی را پذیرفته و از اسلام روی برگردانده است و در ضمن اگر همین عمل و قتل در ادیان دیگر وجود می داشت ما آنها را به آدم کشی و داشتن دینی غیر انسانی متهم می کردیم در حالیکه از این حکم در اسلام دفاع می کنیم ؟؟

آیا اینکه ما حق زندگی را از انسانی بگیریم با رحمت و عطوفت تناقض ندارد ؟؟

برخی در پاسخ دلیل آورده اند که چون ارتداد،در واقع یک نوع قیام بر ضد رژیم کشور اسلامی است و اگر به افراد اجازه داده شود هر روز که مایل بودند ، خود را مسلمان معرفی کنند و هر روز مایل نبودند ، از آن خارج شوند (چنان که در صدر اسلام عده ای عمداً دست به این کار زدند)، به زودی جبهه ی داخلی اسلام متلاشی شده ، راه نفوذ دشمنان و عوامل و ایادی آن ها باز خواهد شد و هرج و مرج شدیدی در سراسر جامعه ی اسلامی پدید خواهد آمد ؛ به نظر شما آیا این پاسخ منطقی است و عقل آن را می پذیرد ، یعنی چون من دینی دیگر از روی تحقیق انتخاب نموده ام باید کشته شوم تا آمریکا از من سوء استفاده نکند ؟؟ آیا این خلاف رحمت نیست ؟؟ آیا پیامبر اینگونه می اندیشید ؟ و این با نبی رحمت بودنش منافات ندارد ؟؟

آیا اسلام اینقدر ضعیف و ترسو است که با تغییر دین دونفر یا اصلا صد نفر متلاشی شود ؟؟

برخی دیگر نیز در پاسخ دلیل آورده اند که دین اسلام کامل ترین و آخرین دین الهی است.از این رو ، طبیعی است اسلامی که به دنبال سعادت بشر است ، اجازه ندهد فرد مسلمان به یکی از دین های تحریف شده برگردد یعنی اجازه دادن به انسان برای رها کردن دین کامل و پذیرش دین ناقص عملی غیر عقلانی است ؛ به نظر شما این پاسخ با آزدی اندیشه منافات ندارد و اسلام را دینی دیکتاتور مآبانه معرفی نمینماید ؟؟

از نگاه حقیر پاسخ دوم بسی سست تر و بی پایه تر از پاسخ اول است چرا که در این پاسخ اسلام حق تفکر و اندیشه را از انسان می گیرد .

در بحث ارتداد، حكم مرتد در قرآن قتل نيست در يكي از آيات مي فرمايد" اگر كسي از دين شما برگشت غصه نخوريد خداوند در آينده اقوامي بهتر از آن را مي‌‏آورد" و يا در آيه اي ديگر مي‌‏فرمايد" كسي كه ايمان آورد و بعد مرتد شد و بعد باز ايمان آورد و باز مرتد شد" خداوند اينان را هدايت نخواهد كرد. : مشخص است كه اصلا بحث قتل مرتد مطرح نيست. در زمان رسول الله(ص) سه فرقه مرتد شده‌‏اند كه پيامبر اكرم هيچ دستوري در مورد آنان صادر نكرد.

به نظر حقیر اینکه فقیهی در زمانی حکمی را نقل نموده وحی نیست و قابل تغییر است ، حال برخی از علما با نقل دوباره ی این حکم و پافشاری بر اجرای دستور اسلام فضای دنیا را علیه اسلام متشنج می کنند و امروزه همانطور که حضرتعالی کاملا آگاه هستید و اشراف دارید این موضوع از پرپحث ترین موضوعات در دانشگاهها است که حتی بسیاری از دانشجوها را نسبت یه اسلام بدبین نموده است .

سخن حقیر این است که چرا باید جوانان ما اسلام را از این حکم بشناسند و چرا ما باید حکمی غیر قابل قبول داشته باشیم که دشمنان از آن سوء استفاده کنند  ...

حقیر با توجه به شناختی که از حضرتعالی دارم و شما را مجتهدی نواندیش و جامع می دانم خواستم پاسخ سوالم را از حضرتعالی بدانم و در پایان متذکر شوم که این فقط یک شبهه بود که ذهنم را درگیر خودش ساخت و من با ایمانی راسخ معتقد به اسلام هستم و در رحمه للعالمین بودن ختم المرسلین هیچ شکی ندارم.

با سپاس فراوان

م.ز

 

پاسخ:

بسمه تعالی

سلام علیکم

از حسن ظنّ حضرتعالی نسبت به این حقیر سپاسگزارم. سؤالی که مطرح فرمودید، بسیار فراگیر و مورد ابتلا است و پاسخ کامل و جامع آن مجال واسعی می‌طلبد که در حال حاضر برای این حقیر با توجّه به مشاغل موجود میسّر نیست. امّا آنچه فعلاً به نظر حقیر می‌رسد  ـ والله العالم ـ در قالب چند بند تقدیم می‌شود:

۱ ـ وجوب اعدام مرتّد حکم مشهور بین فقهاء اسلام بوده، بلکه ظاهراً فی الجمله مورد اتّفاق تمام مذاهب اسلامی است. نصوص و فتاوا در این مورد روشن‌تر از آن است که بتوان آنها را به آسانی نادیده گرفت. اینکه حکمی در قرآن به صراحت نیامده، دلیل موجّهی برای انکار آن نیست. خصوصاً نزد ما شیعیان که شعار «حسبنا کتاب الله» را شعاری انحرافی و غلط می‌دانیم. اگر قرار باشد تنها به احکام موجود در قرآن اکتفاء گردد، بی‌شکّ اکثریت قریب به اتّفاق احکام موجود ـ حتّی اولیات فقه از قبیل نحوهٔٔ اقامهٔ نماز ـ باید کنار گذارده شوند.

۲ ـ با این همه، حکم اعدام مرتدّ ضروری دین محسوب نمی‌شود و قابل بحث و بررسی است و ممکن است روزی فقهاء نظر متفاوتی را برگزینند و دائرهٔ آن را بسیار محدودتر از آنچه هست بدانند. چنانکه بسیاری از فقها اجرای حدود را منحصر به وقت حضور امام علیه‌السّلام می‌دانند.

۳ ـ به نظر حقیر حکم اعدام مرتدّ یک عقوبت حکومتی است که بیشتر حالت بازدارندگی داشته و برای جلوگیری از سست شدن ایمان مؤمنان تشریع شده است. از این رو حکم ارتداد صرفاً وقتی قابل اجرا است که فرد رسماً تبدّل رأی خود را نزد دیگران اظهار کند.

۴ ـ اثبات ارتداد تنها نزد حاکم شرع جامع شرایط ممکن است و با اندک شبهه‌ای ـ بنا به قاعدهٔ درء ـ حکم آن ساقط است و حاکم موظّف است در مقام اجراء، به قدر متیقّن از موارد آن اکتفاء کند. از این رو حکم مزبور تاکنون بسیار به ندرت اجرا شده است.

۵ ـ در تمام نظام‌های حقوقی دنیا ـ  با وجود داعیهٔ آزادی و حقوق بشر ـ عقوبت‌هایی به منظور صیانت از هنجارهای جامعه در نظر گرفته شده که این منافاتی با عطوفت و رأفت انسانی نداشته و به معنای ضعف و ترس یا دیکتاتور منشی نیست. و الا این اشکال را در مورد حدود و تعزیرات مربوط به سایر محرّمات نیز ـ مثل شرب خمر و زنا و همجنس‌گرایی و ... ـ می‌توان مطرح کرد و آنها را دیکتاتورمآبانه تفسیر نمود؛ چرا که آزادی عمل فرد را سلب می‌کنند.

۶ ـ در فرض سؤال شما، فرد «با تحقیق» و «از روی تفکّر» از دین اسلام روی گردانده است. بر حسب آنچه عجالتاً به نظر حقیر می‌رسد  ـ والله العالم ـ بعید نیست که حدّ مرتدّ در مورد چنین کسی که بدون سوء نیّت و تقصیر و صرفاً به جهت شبهه از دین اسلام بازگشته و دین دیگری را برگزیده، اجراء نشود؛ زیرا عقوبات به حالت اختیار فرد اختصاص دارند، در حالی که تبدّل رأی در فرض مزبور خارج از اختیار وی صورت پذیرفته است. مصداق روشن مرتدّ مستحقّ اعدام، آن کسی است که با علم و اطلاع از حقّانیت دین یا به منظور توطئه و تضعیف ایمان مؤمنان، انکار ضروری دین کند.

در اینجا نکات بسیاری وجود دارد که به فرصت دیگری وا می‌نهیم.

اللهمّ ثبّت قلوبنا علی دینک.

والسلام علیکم و رحمة الله

سیّد محمّد صادق علم‌الهدی

۱۴ اسفند ۹۳

 

نظرات  

 
0 # علی 1393-12-17 12:18
معلوم است که خدا رو شکر حضرت استاد ذهن بسته ای ندارند و دریچه های ذهن خود را با فتاوی مشهور فقیهان نبسته اند. اجرکم عند الله. به نظر من باید دراحکام مشهور فقیهان که خلاف فطرت است تجدید نظر شود. اعدام فردی که از روی تحقیق دینی را برگزیده چندان موافق فطرت به نظر نمی رسد. تا جایی که به یاد دارم برخی فقیهان حکم اعدام را تنها برای کسانی می دانند که آگاهانه و به قصد تضعیف اعتقادات عمومی و به صورت جریانی حساب شده و از پیش ظراحی شده اقدام کرده اند.
البته این حکم برخی فقیهان تا چه اندازه از روایات قابل تأمل است، به قول استاد علم الهدی: الله العالم. من نیز فعلا در این مساله غور نکرده ام
پاسخ
 

اضافه کردن نظر

لینک های حوزوی

اوقات شرعی