سید محمد صادق علم الهدی

مدرس سطوح عالی حوزه علمیه

ورود اعضا

جدیدترین پیام‌ها

اشاره:

حقیقتاً زندگی این حقیر چیزی برای گفتن ندارد، اعتراف می‌کنم که ساعات عمر من بیش از آن که صرف علم و عبادت شود، به بطالت و غفلت گذشته است و گفتار و کردار من، بیش‌تر از آنکه طاعت خدای عزّ و جلّ باشد، بندگی نفس امّاره‌ام بوده است و افسوس و صد افسوس ...

امّا این سطور سیاه، بخشی از عرض حالی است که در سال 1385 به مناسبت حضور در عرصه انتخابات خبرگان نوشته‌ام که با اندکی ویرایش به سمع و نظر می‌رسد، هر چند که اذعان دارم با وجود عالمان وارسته‌ای که عمری به زهد و تقوی در این حوزه زیستند و با کوله باری از علم و عمل، گمنام از این دنیای فانی رفتند، بیان همین مقدار نیز زیادی است، امّا شاید درخواست دوستان عزیز را اجابتی باشد ...

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

این حقیر «سیّد محمّد صادق علم الهدی» در تهران به سال 1355 شمسی در يك خاندان روحاني به دنيا آمدم. والد معظّم آیت الله آقاي حاج سيد عبدالهادي علم الهدي، از عالمان خدوم و پرتلاش تهران است. ايشان با تأسيس حوزه علميه و مؤسّسات خيريه، و از طريق تدريس و منبر و محراب، منشأ خدمات علمي و ديني و اجتماعي بسياري در اين شهر بوده و هستند.سید محمد صادق علم الهدی

جدّ پدري اينجانب مرحوم آية الله حاج سيد محمد علم الهدي -قدس سره-، از  علماي ابرار شهر تهران بود كه پس از عمري سرشار از بركات علمي و ديني، بر اثر عارضه قلبي، به سال 1367 به ديار باقي شتافت  و در كنار مولايش علي بن موسي الرضا –عليه السلام- آرام گرفت. پس از وفات ايشان، حضرت والد از قم به تهران عزيمت کردند و جاي خالي پدر را به نيكي پر نمودند.

گفته مي شود اجداد ما تا امام صادق عمدتا از عالمان ديني روزگار خويش بوده اند.

مادرم، علويه جليله، دخت آية الله معظّم آقاي حاج سيد محمدحسين مرتضوي لنگرودي است كه به حق فقيهي وارسته و به دور از هواها و اميال نفساني است. از توفيقات الهي كه از طفوليت تا كنون، شامل حال اينجانب بوده است، بهره مندي از انفاس قدسي و افاضات علمي اين عالم متّقي است.

از همان دوران كودكي و به موجب ميراث خانداني، شوق زايدالوصفي نسبت به كسوت مقدس روحانيت داشتم و هيچ شغل و شيوه ديگري را براي خود نمي پذيرفتم. 

در دوران تحصيل، كم كم نقاط ضعف و قوّتم به روشني نمايان شد؛ در درس هاي فهمي و تحليلي موفّق بودم؛ اين گونه درس ها برايم آسان و شيرين مي نمود. گاه مي شد بدون معلّم، درس را به راحتي فرا مي گرفتم. اما در مقابل، تلخ ترين خاطرات ايام تحصيلم، مربوط به درس هاي حفظي، از قبيل املاء و جغرافي و تاريخ و ادبيات... است! هنوز هم براي حفظ اسم و آدرس و تلفن و شعر... دچار مشكل مي شوم!

در اواخر دهه شصت و پس از پايان دوره سيكل، همان شوقي كه وصفش گذشت، مرا از كانون خانواده جدا كرد و به حوزه علميه قم كشاند. شوق تحصيل و اميد به آينده اي روشن، مشكلات سفر و دوري از خانواده را هموار مي كرد. مقدّمات حوزه را با شور و اشتياقي فراموش نشدني، پشت سر گذاشتم و به مرحله سطح عالي حوزه راه يافتم.

در حوزه نيز درس هاي فهمي و  فكري مانند علم اصول و فقه استدلالي و تا حدودي منطق و فلسفه برايم جذابيت بسيار داشت و در اين دروس، پيشرفت خوبي داشتم.

در طول دوران تحصيل، توجه ويژه اي به فهم عميق مباحث درسي و تعمّق و تفكر در پيرامون آن داشتم. تا آنجا كه مي شد مشكلات درسي را به نزد استاد نمي بردم و خود، به اتّكاي فكر خويش، در صدد حلّ آن مي شدم. حتي در يك مقطع، سعي من بر اين بود كه متن كتب سطح عالي حوزه را كه ادبيات پيچيده اي داشت، پيش از از حضور در درس استاد و بدون مراجعه به شرح و حاشيه، عميقاً بفهمم؛ اين امر -هر چند، گاه، وقت بسياري از من مي گرفت- اما منشأ بركات زيادي بود.

در سال هاي مياني دهه هفتاد، در درس خارج حاضر شدم كه بحمدالله اين حضور، تا به امروز ادامه دارد. در مورد حضور در درس خارج، به كيفيت معتقد بودم تا كمّيت؛ معتقد بودم به جاي افزودن بر تعداد درس ها، مي بايست بر فعاليت هاي علمي پيش و پس از درس افزود و مطالعه و تحقيق و تفكر پيرامون درس را تا آنجا پيش برد كه به «نظر» و «رأي» رسيد. هر چند در ابتداي كار، آراء به دست آمده، ضعيف و نامطمئن است و چه بسا به دل خود صاحب رأي هم نچسبد!  اما به تدريج، و به مدد ممارست بيشتر و با گسترش دايره معلومات و افزايش توان و قوه استنباط، خطاها كاهش يافته و آراء پخته تري به دست خواهد آمد.

به ياد دارم كه اين روش را، در همان روزهاي نخستين حضورم در درس خارج، به كار مي بستم.

توصيه اي كه خود از آن بسيار بهره برده ام و به همه محصّلين نيز بسيار توصيه مي كنم اينكه؛ از همين آغاز، انديشيدن را تمرين كنند!

انديشه ما درست مانند عضلات ماست! همانگونه كه براي پرورش و تقويت عضلات، نرمش و ورزش زيادي لازم است، پروراندن و تقويت قوه انديشه نيز، كار يك شبه نيست و تمرين و تلاش بسيار مي طلبد. تحصيل منفعلانه، بدون فكر و تأمّل، راه به جايي نمي برد. طلبه و دانشجويي كه فقط مستمع خوبي است، به اين زودي ها به ثمر نخواهد نشست. بايد در كنار استماع دقيق، تفكر عميق داشت. تفكر و انديشيدن از دشوارترين كارهاست، بسي دشوارتر از مطالعه كردن و در درس استاد حاضر شدن، و اين امر دشوار، جز با تمرين و ممارست، آسان نگردد.

بجاست در اين مجال، از بزرگي ياد كنم كه علي رغم آنكه او را هيچگاه درك نكردم؛ اما گويي سالهاست كه در كنارش زيسته ام و از او نكته ها آموخته ام. كساني كه مرا مي شناسند، از ارادت قلبي و تعلق روحي و نزديكي فكري اينجانب با شهيد والا مقام، مرحوم آية الله سيد محمدباقر صدر آگاهند. چهره ايكه فكر و سلوك و روش و منش او، بيشترين تأثير را بر شخصيت و شاكله فكريم داشت. اينكه او را از كي و چگونه شناختم، برايم روشن نيست، اما از همان سنوات نخست طلبگي، او و اخبارش را كنجكاوانه دنبال مي كردم و بعدها كه با آثار و آرائش آشنا شدم، افق فكري او را به خود بسيار نزديك يافتم و اينك سالهاست كه در مدرسه فيضيه، شب ها، بعد از نماز، به تدريس انديشه هاي اصولي او -كه در قالب حلقات ثلاث، تدوين يافته است- مشغولم. 

در دوران تحصيل، از تدريس و بركات آن غافل نبودم و در غالب علوم حوزوي، تدريس داشته ام، از جمله: ادبيات، منطق، فلسفه، فقه، اصول... در سنوات اخير كه اشتغال به تدريس سطوح عالي حوزه داشته ام، لطف و استقبال رفقاي طلبه، باعث شد وقت بيشتري را به اين امر اختصاص دهم، به گونه اي كه تدريس سه درس در روز، جزء لاينفك برنامه روزانه حقير بوده است. جا دارد از تمام اين دوستان، كه به محفل بحث ما گرمي بخشيدند صميمانه تشكر كنم و براي تك تكشان از خداوند متعال توفيقات روزافزون علمي و عملي را مسألت نمايم.

در سال جاري(1385) با اعلام رسمي آغاز ثبت نام چهارمين دوره مجلس خبرگان، با مشورت و در نهايت، با مساعدت استخاره، ثبت نام كردم و به لطف الهي، از عهده آزمون هاي دقيق و دشوار فقهاي محترم شوراي نگهبان برآمدم كه بجاست از آن بزرگواران نيز، كه با ذهنيت مثبت، پذيراي اينجانب بودند، تقدير كنم...

                                                                                            سيد محمد صادق علم الهدي

نظرات  

 
+1 # سعید 1395-12-14 07:44
باسلام
خوب است در ازمون جذب قضات اندازه خودتان از اون طلبه امتحان نگیرید
اون طلبه هم اولش مجتهد نبود که اینقد سخت می گیرید
پاسخ
 
 
0 # عبدالرضا 1394-06-22 03:28
باسلام خدمت حاج آقای علم الهدی
خیلی زندگینامه شما تاثیر خوبی بر بنده داشت مخصوصا تاکید شما بر تفکر وتعمق
از خدای منان آرزوی پیشرفت روز افزون را برای شما دارم

باتشکر
التماس دعا
پاسخ
 
 
0 # مهدی 1390-07-14 19:22
سلام.
می خواستم بدونم حلقات بعد از رسائل و کفایه خونده بشه بهتره یا قبل از اونها. با تشکر

پاسخ:
با سلام
تفاوتی ندارد. ترجیحاً اصول مرحوم مظفر خوانده شده باشد.
پاسخ
 
 
0 # اسمانی 1389-09-17 14:19
استاد ببخشید شما چه نسبتی با شهید علم الهدی دارید؟

پاسخ:
استاد نسبتی با مرحوم شهید حسین علم الهدی ندارند.
پاسخ
 
 
+1 # آسمانی 1389-09-16 16:34
سلام علیکم
خوش به حالتون استاد ازهمه جهت! عاقبت به خیر بشید إن شاء الله! هم در دنیا هم در آخرت. سبز باشید و خدایی!
به امید دیدار در دولت یار و در کنار یار.
پاسخ
 
 
0 # نظری 1391-10-12 16:51
با سلام بر استاد
بنده قصد دارم که رشته تخصصی فلسفه را برگزینم،خواهشمن دم بفرمایید که ایا اجتهاد در فقه و اصول برای بنده نیاز هست یا نه و در چه حدی نیاز است.

پاسخ:
سلام علیکم
هر چند رسیدن به درجۀ اجتهاد فقهی برای تحقیق در هر علمی از علوم دینی، شرط کمال است، اما رشته فلسفه ارتباطی با علم فقه ندارد، بله، خواندن اصول فقه در حدّی که در فهم متون دینی مربوط به اصول دین تأثیر گذار است. توصیه اکید می‌شود. و البته مهمتر از آموختن فقه و اصول فقه، مطالعه احادیث اعتقادی و تقویت اعتقادات دینی بر مبنای کتب معتبر روایی و کلامی است تا در این ورطه دچار گمراهی نشوید که عاقبتش خلود در عذاب است.
پاسخ
 

اضافه کردن نظر

لینک های حوزوی

اوقات شرعی